پيترو دلا واله ( مترجم : شعاع الدين شفا )
140
سفرنامه پيترو دلا واله ( قسمت مربوط به ايران ) ( فارسى )
آنان كه زارع بوده و مانند ارامنه به كار تربيت درخت مو آشنايى داشتهاند - بايد گفت اين قوم واقعا در تهيهء شراب استاد ، و گويى از نوادگان مستقيم كاشفان آن هستند - اكنون داراى زمين و اسباب و ادوات لازم و بذر و چارپا شدهاند و آنان كه مانند گرجىها و ساير مسيحيان و يهوديان به تربيت كرم ابريشم آشنايى داشتهاند ، اكنون نيز به اين كار اشتغال دارند و اطراف فرحآباد مملو از درختان توت است كه از نقاط مختلف بدان جا آورده و غرس كردهاند . آذربايجانىهاى اهل شيروان هم كه مردمان بسيار تنبلى هستند و هيچ كارى از آنها برنمىآيد ، وادار به فعاليت شده و آنان را مجبور كردهاند تهيهء ابريشم را ياد بگيرند و براى اينكه از زير كار شانه خالى نكنند ، شاه اجازه نمىدهد برگ درختان توتى را كه در زمين آنها واقع شده به ديگران بفروشند . بهطور كلى شاهعباس براى ملتش نه تنها يك پادشاه خوب ، بلكه در عين حال پدر و سرپرست دلسوز و مهربانى است . وى نه تنها به رعاياى خود زمين و حشم مىبخشد ، بلكه به هر كس كه نيازمند باشد پول كافى مىدهد تا احتياجات خود را بر طرف سازد . به كسانى كه استطاعت داشته باشند قرض مىدهد و به آنان كه مستمند هستند بىعوض مىبخشد ، بهعلاوه براى اتباع خود ، بهخصوص آنها كه صميمانه خدمت مىكنند ، همسر پيدا مىكند و وسايل لازم را براى تهيهء مصنوعات در اختيارشان مىگذارد و آنان را به آموختن هنرى كه به كارشان آيد تشويق مىكند و در حقيقت هيچ پدرى نسبت به افراد خانوادهء خود ، كه تعداد آنها از چهار الى شش نفر متجاوز نيست ، مثل اين پادشاه نسبت به اتباع خود ، كه هزاران هزار بلكه ميليونها نفر هستند ، چنين با مهربانى رفتار نمىكند . البته رفتار او با رعاياى مسيحى و آزادى زيادى كه به آنها اعطا كرده است ، براى دين ما عيسويان مفيد نيست ؛ زيرا بسيارى از آنان مذهب خود را رها مىكنند ، يعنى عدهاى آن را به پول مىفروشند و پولى را كه به اين مناسبت به آنان داده مىشود قبول مىكنند و برخى ديگر كه پولى به قرض گرفتهاند ، به منظور اينكه در انقضاى مهلت ، آن را مسترد نسازند ، بلكه مبالغ ديگرى نيز دريافت كنند ، به انكار مذهب خود مىپردازند . سالها قبل موقعى كه چنين اتفاقى افتاد و تعداد زيادى از مسيحيان دين خود را رها كردند ، در اروپا چنين انتشار يافت كه شاه با زور و فشار باعث اين عمل شده و بيچارگانى را كه قادر به پرداخت قروض خود نبودهاند ، بالاجبار وادار به انكار دين خود ساخته است ؛ ولى من بايد بگويم كه قسمتى از اين اتهامات وارده به شاهعباس مقرون به صحت نيست و با آشنايى كه به اوضاع و احوال پيدا كردهام ، مىدانم كه تقصير عمده متوجه خود عيسويان بدنهادى است كه پول